|45|
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 15:40
هنرمند شدن=کور شدن +ریزه کاری...
|46|
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 15:40
تا کوری فاصله ای نیست
|41|
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 17:45
و غم بیداد کرد..
|42|
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 17:45
وقتی اونجایی که باید باشی نیستی وقتی به اونجایی که هستی تعلق نداری
|43|
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 17:45
فقط میتونم بگم وای قلبم.. وای صداش.. وای..حرفاش... وای..دنیاش.. :)
|44|
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 17:45
پر از سخنم.. تویی و منم...
|32|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
دلم میخواد بنویسم..خیلی وقته از ته دلم هیچ جایی چیزی ننوشتم.. انقد این روزا درگیرم و گرفتارم که یادم رفته چند تا انگشت دارم..یادم رفته کجام..رو زمینم..یا هوام... +به هر حال من تو چشمام رنگ خون هم بنشینه چشمام تا ابد به چشمای اون وصل میمونه.. و بله..چشمام وصله هنوز به چشمای اون..
|33|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
ساعت 2:10 نصفه شبه..رفتم تو قسمت وبلاگ های بروز شده.. دو نفر خیلی عنوان پستهاشون خفن بود این موقه شب..یکیش این بود ~> جن ها همه جا هستند دومیش این بود ~> گورستانی نمیدونم چی چی(ادامشو نمیدونم چی بود) خلاصه... اخه این چه کاریه نصف شب؟؟؟ الان من تا صبح
|35|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
فردا تو ماشین باید اتود بزنم البته با این حال بازم نمیرسم..
|36|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
رفتم پیکسل خریدم 15 تا :| ولی پیکسل fuck off نخریدم... نمیدونستم اگه بخرم کجا بزنم که کسی بهش بر نخوره
|37|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
حسود دوست و دشمن نمیشناسه.. همه جا کشته داده
|38|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
حقیقتا تنهایی بعضی جاها بدجور فشار میاره..
|39|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
بعضی از دوستای دنیای واقعی مجازی به حساب میان.. از بس نیستن..
|40|
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:15
طرف تا همین دیروز رو شونه های من گریه میکرد.. خرش که از پل گذشت من شدم بده.. کلا همیشه غماش مال من بود..من کور بودم... خودم کردم که..
|20|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
و سر انجام در نوشته هایش گم شد :)
|21|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
چقدر گاهی اوقات خسته میشه ادم چقد سخته تمام زندگیتو منتظر باشی منتظر تغیر منتظر شادی منتظر خنده..خنده..خنده
|22|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
چقد خوبه تجدید دیدار چقد خوبه دوباره حس کنی خاطراتتو.. چقد خوبه چقد خوبه چقد خوبه حس کنی زنده بودنو
|23|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
خیلی بده وقتی کمبود خواب داری بنا به عادت صبح ساعت 7 بیدار بشی...خیلی بده.. گریم گرفت..
|24|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
امروز وقتی به خانم ف.ی گفتم با فلانی که یه روانیه مضطربه توی یه کلاسم تنها کاری که میتونست بکنه خندیدن بود...ففط اون بود که میدونست چقد بدبخت شدم...
|25|
-
تاریخ: 1396/8/4 ساعت: 18:06
و سرانجام کمرش شکست از سنگینی قلم مو